تماس 021-56587600

فضای شهری موفق

شهریور ۲۸, ۱۳۹۵

شهر پدید آمده از تفکرات نوگرایانه و نظریات نوگرایان ، شهری را نمایان ساخت که هم از نظر ویژگی هایی چونی و چندی کالبدی – فضایی و هم از نظر ایجاد ناهنجاری های روانی – رفتاری مورد انتقاد قرار گرفت. در این میان دو عامل نقش اساسی را ایفا می کردند.

اول ، لزوم حرکت سریع و به دنبال آن حضور اتومبیل

دوم ، نقش ویژه و یکسویه مسیرهای شهری یا خبایان ها به عنوان عامل دسترسی و جابجایی و غفلت طراحی شهری از توجه به جنبه های انسانی فضاهای شهری.

در پی عامل اول ، امنیت ، آرامش و آسایش از انسان سلب و انسان پیاده به گوشه ای رانده شد و به دنبال عامل دوم ، شوق خضور در خیابان به عنوان فضای شهری از انسان گرفته شد. بدین سبب فعالیت های اجتماعی معنای خود را از دست داد و نهایتا شهر و فضای شهری بیگانه با انسان پدید آمد. انسان به فراموشی سپرده شد ، حیات شهری معنای خود را از دست داد و شهری بی روح متولد گشت.

فضاهای شهری ، مکان هایی هستند که به عموم شهروندان تعلق داشته ، منحصر به جنبه کالبدی و فیزیکی نبوده و در حقیقت با حضور انسان و فعالیت اوست که معنا پیدا می کند. فضاهای شهری قدمتی دیرینه در تاریخ شهرسازی داشته و در ادوار مختلف به اشکال گوناگون در شهر ها حضور یافته و سبب شکل گیری بافت شهری در پیرامون و یا بر حول محور خود شده اند.

اما پس از اواخر قرن نوزدهم و پس از حضور اتومبیل در عرصه شهر ها ، فضاهای عمومی به یکباره عمده کارکرد گذشته هویش را از دست داده و چالش ها و مفاهیم جدیدی مطرح گردیدند در عین حال که از حدود سه دهه پیش و با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و افزایش تقاضای عمومی ، کیفیت بخشی به فضاهای شهری از یک راهکار به ضرورتی انکار ناپذیر بدل گردیده است.

گرچه توجه به نفش و ارتقا وضعیت فضاهای عمومی شهری از بدو ورود پیدایش شهر ها و به ویژه در طول بیش از یک سده گذشته همواره وجود داشته اما نگاه صاحبنظران به این موضوع از روندی یکنواخت و ثابت برخوردار نبوده و در دوران گوناگون متفاوت بوده است به طور کلی ، به نظر می رسد که می توان مهمترین رویکرد های معاصر در ارتباط با فضاهای عمومی شهری را بر مبنای گرایش غالب موضوعی (و نه زمان تقویمی نظریه پردازی) در سه دوره اصلی پس از انقلاب صنعتی تا سال ۱۹۶۰ از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ و از ۱۹۹۰ تا کنون دسته بندی کرد.

بر همین اساس ، مشخص می گردد که دوره اول تاکید بیشتر بر ادرام فضائی و بصدی ، در دوره دوم بر تقویت تعاملات اجتماعی ، گسترش پیاده مداری و تاثیرات محیطی – رفتاری شهری بوده است در حالی که در دوران اخیر با تثبیت نقش کالبدی و اجتماعی فضاهای شهری بیشترین فعالیت ها و نظریه ها مبتنی بر ملاحظات زیست محیطی – پایداری و ایجاد امنیت و انسان مداری است که با گذشت زمان هم به حضور انسان به عنوان عامل اصلی پویایی و سرزندگی فضای شهری ، توجه بیشتری گردیده و هم تمرکز از ویژگی های کمی انسان همجون جاذبه های بصری به شاخصه های کیفی مانند ایجاد امنیت و پایداری محیطی تغییر پیدا نموده است.